محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
41
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
در پايان اين بخش ، نقد و بررسى ديدگاه گروهى از مفسران كه گفتهاند : همهء برادران يوسف پيامبر بودهاند ، بجا مىنمايد . پشتوانهء آنان در اين راى و رويكرد ، اين آيهء قرآن است : « بگو ايمان آورديم به خدا و به آنچه بر ما فرود آمده و به آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط فرود آمده است » . « 1 » گفتهاند اسباط كه همان دوازده پسر يعقوباند ، در اين آيه به گونهاى در كنار ابراهيم ، اسحاق ، اسماعيل و يعقوب آمدهاند كه نشان مىدهد آنان نيز مانند اينان پيامبر خدا هستند . اما اين درست نيست و درست همانگونه كه پژوهشگران گفتهاند ، اين است كه اسباط نه پسران يعقوب كه قبيلههايى از زاد و رود او هستند . « 2 » گذشته از اين ، چنان كه در المصباح المنير آمده است ، « بسط » كه جمع آن اسباط است ، به معنى نوهء پسرى است يعنى پسر پسر و نه خود پسر ، و نيز به معنى قبيله و گروهى از يهوديان است ، چرا كه گروههاى عرب را قبيله مىگفتهاند و گروههاى يهود را بسط . و از اينجاست كه مفسران مسلمان ، اسباط ياد شده در آيه را دوازده قبيله از تبار يعقوب دانستهاند كه دوازده پسر داشت و از هر پسر زاد و رودى و قبيله و سبطى پديد آمد و از ميان اين اسباط يعنى زاد و رودهاى يعقوب پيامبرانى نيز برانگيخته شدند . اما خود دوازده پسر يعقوب ، پيامبر نبودند و گرنه دست به چنان كارهاى زشت و پلشتى نمىآلودند ، چرا كه حسدورزى ، فسادگرى ، تبهكارى ، انديشهء آدمكشى و بدتر از آن برادركشى ، دروغگويى ، نيرنگ زنى و به چاه افكندن يوسف ، همه گناهان بزرگى است كه به هيچ روى با پاكى و پيراستگى پيامبران خدا نمىسازد ، و از همين روى هيچ انديشهء آزاد و عقل سليمى نمىتواند بپذيرد كه برادران يوسف با اين پلشتىها ، پيامبر خدا نيز بودهاند . « 3 » در اين باره ابن كثير گفته است : رفتار و گفتارى كه در اين داستان از برادران يوسف ديديم ، آشكار مىكند كه آنان نمىتوانند پيامبران خدا باشند . و كسانى كه آيهء 84 سورهء آل عمران را گواه پيامبرى آنان گرفتهاند و آنان را همان اسباط پنداشتهاند استدلالشان ضعيف است ، زيرا مراد از
--> ( 1 ) . « قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ » ( سورهء آل عمران ، آيهء 48 ) . ( 2 ) . برخى گفتهاند : اسباط از زاد و رودهاى اسماعيلاند . به ويژه از قحطانيان ، مانند قوم تبّع ، نيز اصحاب رس و سبأ كه خداوند پيامبرانى را بر آنها فرستاد ، پيامبرانى كه نام آنها و نام قومشان را نمىشناسيم ( بنگريد به : صابر طيحه ، بنو اسرائيل فى ميزان القرآن ، بيروت ، 1975 م ، 181 - 196 ) . ( 3 ) . محمد على صابونى ، صفوة التفاسير ، 2 / 45 - 46 ؛ تفسير طبرى ، 2 / 121 ، 3 / 111 - 113 ، 6 / 569 ؛ كشّاف زمخشرى ، 1 / 195 ؛ تفسير آلوسى ، 16 / 6 ؛ فى ظلال القرآن ، 4 / 1973 ؛ محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 1 / 150 .